نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۲۷ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن را که غمی باشد و گفتن نتواند

شب تا به سحر نالد و خفتن نتواند

از ما بشنو قصه ما، ورنه چه حاصل؟

پیغام که باد آرد و گفتن نتواند

بی بوی وصالت نگشاید دل تنگم

بی باد صبا غنچه شگفتن نتواند

از اشک زدم آب همه کوی تو تا باد

خاشاک سر کوی تو رفتن نتواند

شوریده تواند که کند ترک سر خویش

ترک سر کوی تو گرفتن نتواند

اندر دل ما عکس رخ خوب تو پیداست

زآیینه کسی چهره نهفتن نتواند

جوینده چه سهل است که بر خود نکند سهل

فرهاد چو خسرو ره رفتن نتواند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره غم و دل‌تنگی است و بیانگر حالتی است که فرد نمی‌تواند احساسات خود را بیان کند. آن کسی که غم دارد، در درون خود ناله می‌زند و نمی‌تواند خواب راحتی داشته باشد. شاعر از دیگران می‌خواهد قصه‌ی غم خود را بشنوند، چون اگر این احساسات گفته نشوند، بی‌فایده است. او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که دلش بدون بوی وصال معشوق آرام نمی‌گیرد و حتی در دل او، تصویر محبوبش به وضوح واضح است. در پایان، شاعر می‌گوید که برخی برای دستیابی به عشق خود باید راه‌های دشواری را طی کنند، زیرا ترک سرزمین عشق آسان نیست.