شمارهٔ ۵۲۹ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هر کس که تقرب ز وصال تو نجوید
واندر ره ادراک جمال تو نپوید
فردا که شب وعده دیدار سر آید
رهبر نبود سوی تو چندان که نجوید
فردا که تو در گلشن فردوس خرامی
طوبی، ادب آنست، که در راه نروید
شک نیست که چرخ از پی صد دور بیاید
مهر تو ز هر ذره خاکم که ببوید
فریاد ز غوغای رقیبان که نمانند
تا با تو کسی درد دل خویش بگوید
دیدار حرام است کسی را که چو خسرو
از دیده به خون دل خود دست بشوید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و longing (آرزوی شدید) فرد به معشوقش است. شاعر میگوید که هر کسی که در پی وصال معشوقش نباشد و تلاش نکند تا زیبایی او را درک کند، در آینده وقتی که وعده دیدار میرسد، نمیتواند به او برسد. شاعر همچنین به زیبایی معشوق اشاره میکند و بیان میکند که ادب و رفتار مناسب این است که در این راه تلاش کنیم. او به تأثیر مهر معشوق بر جهان و درد و غصهای که رقیبان ایجاد میکنند، اشاره میکند و در نهایت میگوید که دیدار با معشوق برای کسی ممنوع است که به اندازه خسرو عاشق و رنج کشیده نباشد.