شمارهٔ ۵۳۹ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
مرا تا با تو افتاده ست پیوند
نه در گوشم نصیحت رفت و نه پند
دل من می جهد هر لحظه از جای
به دیدارت چنانم آرزومند
ندارم صبر، اگر باور نداری
بگیر، اینک بیا، دستم به سوگند
که نی رسم محبت من نهادم
که رفته ست اول این حکم از خداوند
زبام آسمان فراش فطرت
برآمد، زیر پا این طشت افگند
دلم خون است از شوق وصالت
چو مادر در فراق کشته فرزند
هزاران چشمه از چشمم روان است
که سنگین تر غمی دارم ز الوند
نباشد جان مشتاقان بیدل
ز جانان بیش ازین مهجور و خرسند
برو این خسرو بیجان دل زار
تن بیچاره بیجان بیش مپسند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس عمیق عشق و longing است. شاعر ناتوانی در تحمل فراق معشوقش را ابراز میکند و به شدت در انتظار دیدار اوست. دل او پر از شوق و اشتیاق است و هیچ نصیحتی نمیتواند تسکینش دهد. او میبیند که عشق واقعی خارج از اراده انسانهاست و در واقع به سرنوشت مقدر شده است. احساساتی چون اندوه و حسرت به خاطر جدایی از معشوق در بطن شعر وجود دارد و شاعر به وضوح از درد جدایی مینالد. در انتها، او نسبت به حالتی که به خاطر فقدان معشوق دارد، ابراز نارضایتی میکند.