شمارهٔ ۵۴ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
الا دمعی سارعت والهوا
وقد ذاب قلبی هو والنوا
اسیرست ازان میر خوبان دلم
به دردی که هرگز ندیدم دوا
اذا اشرق الشمش من صدغه
فنعم الهوا فی جناتی هوا
دلم خون شد و ناید ار باروت
بر این ماجرا چشمم اینک گوا
ولی الموالی علی حبه
و لکنه فی بوادی لوا
بتا نا مسلمانیی می کنی
که در کافرستان نباشد روا
و قد و قدالبین نیرانه
ترقی دخانی بجوالهوا
بماندم من اندر چنین حالتی
نگفتی که حالت چه شد، خسروا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این غزل از احساسات عمیق خود نسبت به عشق و درد heartbreak صحبت میکند. او به شدت تحت تأثیر عشق خود قرار دارد و میگوید که قلبش در حال ذوب شدن است. او به دوری از محبوبش اشاره میکند و این درد را غیرقابل درمان میداند. وقتی خورشید از طرف محبوبش میتابد، شادی او را در کنار باغهای محبتش احساس میکند. به رغم رنج و زخمهایی که میبیند، هنوز به عشق وفادار است و از احساساتش گزارشی میدهد. شاعر در نهایت به فقدان توجه محبوب اشاره میکند و این که او هیچ گاه از حال او سؤال نکرده است. این شعر به مضامین عشق، درد، و فقدان پرداخته است.