نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵۷ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

فلک با کس دل یکتا ندارد

ز صد دیده یکی بینا ندارد

درخت دهر سر تا پای خارا است

تو گل جویی و او اصلا ندارد

جهان از مردمی ها مردمان را

نویدی می دهد، اما ندارد

کسی از هفت بام چرخ بگذشت

که باغ هشت در مأموا ندارد

کسی کاین جا مربع می نشیند

در ایوان مثمن جا ندارد

چرا خسرو، نیندیشی تو امروز؟

از آن فردا که پس فردا ندارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نسل بشر و تنهایی انسان‌ها در جهان اشاره دارد. شاعر می‌گوید که در این دنیا افرادی که با هم همدل هستند، بسیار کم‌اند و بیشتر انسان‌ها در تنهایی زندگی می‌کنند. او به بی‌معنایی و بی‌ثمری زندگی اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که درخت عمر پر از سختی و چالش است و انسان‌ها برای جستجوی زیبایی (گل)، در واقع چیزی نخواهند یافت. همچنین، شاعر به بی‌فایده بودن امید به فردا و آینده‌های نامعلوم انتقاد می‌کند و تاکید دارد که هیچ‌کس از فراز زندگی، به جایی امن و مطمئن نمی‌رسد.