شمارهٔ ۵۵۶ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
سوار من که ره در سینه دارد
زبان پر مهر و دل پر کینه دارد
خیال اسپ او، شطرنج بازی
همه با استخوان سینه دارد
ز سم بوسیدن شکر دهانان
سمند او به پا شیرینه دارد
ازین پس ما و درویشی، چو درویش
هوس پوشیدن پشمینه دارد
کند بر ما جفاها و نداند
که حق صحبت دیرینه دارد
ازین مه نیست امروزینه این جور
که دل بر دوستان پر کینه دارد
دل خسرو به پا مالد نترسد
مگر پا بر سر گنجینه دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات عاشقانه و دلشکستگی میپردازد. شاعر از سوارکار و ویژگیهای او صحبت میکند که ظاهری زیبا و زبانی محبتآمیز دارد، اما در دل کینهای نسبت به دیگران حمل میکند. او از بازی شطرنجی که نماد رقابت و جدال است، یاد میکند و به شرایط نابرابر میان درویشها و دیگران اشاره میکند. در انتها، شاعر به درک نادرست افراد از دوستیها و روابط قدیمی میپردازد و دلشکستگی و درد و رنج خود را بیان میکند. همه اینها مجموعاً حس ناامیدی و جفا را به تصویر میکشند.