نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای زلف چلیپای تو، غارتگر دین‌ها

وی کرده گمان دهنت، دفع یقین‌ها

کافر نکند با دل من آنچه تو کردی

یعنی که در اسلام روا باشد از این‌ها

زینسان که بکشتی به شکرخنده جهانی

خواهم که به دندان کشم از لعل تو کین‌ها

از ناصیه ما نشود خاک درش دور

چون صندل بت برهمنان را ز جبین‌ها

من خود شدم از کیش و گر خود صنم اینست

بسیار شود در سر کارش دل و دین‌ها

در کعبه مقصود رسیدن که تواند

در بادیه هجر تو از فتنه کمین‌ها

نالم به سر کوی تو هر صبح به امید

چون مطرب درهای کرم پاس‌نشین‌ها

گر مهر گیا بایدت، ای دوست، طلب کن

هرجا که چکد آب دو چشمم به زمین‌ها

دشوار رود مهر تو از سینه خسرو

ماندست چو نقشی که بماند به نگین‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق پرداخته و با بیانی عاشقانه، احساسات عمیق او را نسبت به معشوق بیان می‌کند. شاعر از زلف و لب معشوق سخن می‌گوید و به تأثیرات عمیق عشق و چالش‌های روحی که با آن همراه است اشاره می‌کند. او عشق را فراتر از مسائل دینی و عرفی می‌بیند و اعتراف می‌کند که این عشق می‌تواند گاهی به حدی قوی باشد که باورها و اصول قبلی را تحت تأثیر قرار دهد. در نهایت، شاعر به تلاشش برای رسیدن به معشوق و ماندگاری عشق در دلش اشاره می‌کند.