شمارهٔ ۵۶۷ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
گر او بی یاد ما در می نیفتد
فراموشیش پی در پی نیفتد
نصیحت می کنم دل را که بازآی
ولیکن دل ازینها پی نیفتد
بریزم خون خود بر آستانت
اگر چه از رخت هر پی نیفتد
گهی بر من نیفتد چشم مستت
نگویی با منت تا کی نیفتد
درآمد عشق و تقوی خانه بگذاشت
که زهد و توبه را با می نیفتد
چه پرسی با تن و جانی پر از درد؟
همان دان آتش اندر نی نیفتد
اگر چ افتاد خسرو زو به صد رنج
خدایا، رنج من بر وی نیفتد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از احساسات عاشقانه و درد فراق صحبت میکند. او به یاد محبوب خود میافتد و میگوید که فراموشی برایش سخت است. دلش را نصیحت میکند که به یاد عشق بازگردد، اما دلش به این راحتی نمیپذیرد. شاعر بیان میکند که اگر بخواهد، حاضر است جانش را فدای محبوب کند، حتی اگر ارتباطش با او قطع شده باشد. او از بیخبری و دوری از محبوبش گله میکند و به چشمان مست او اشاره میکند که گاه بخاطر او به او نگاه نمیکند. عشق و تقوی برای او مهمتر از زهد و توبه است و در نهایت، با اشاره به درد و رنجی که دارد، دعا میکند که رنجش بر معشوق نیفتد، حتی اگر او در رنج باشد.