نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶۶ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مهی چون او به دست من نیفتد

وگر افتد، چنین روشن نیفتد

نمی دانم چه سر دارد، که تیغش

مرا خود هرگز از گردن نیفتد

ز بخت خود پریشانم که یک شب

سر زلفش به دست من نیفتد

نبیند کس دگر گل را شکفته

اگر بوی تو در گلشن نیفتد

تو ناوک می زنی از غمزه و من

برو لرزان که بر دشمن نیفتد

مرو دامن کشان تا گرد غیری

ز خاک ره بر آن دشمن نیفتد

چو خسرو از توام، ای چشم روشن

نظر بر هیچ سیمین تن نیفتد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و احساسات عمیق شاعر نسبت به محبوبش است. شاعر به زیبایی محبوب اشاره می‌کند و نگران این است که اگر او را از دست بدهد، دیگر هیچ‌کس نمی‌تواند جایگزین او شود. همچنین، شاعر از قدرتمندی و تاثیرگذاری محبوبش بر دل و جان خود سخن می‌گوید و به نوعی احساس ناامیدی و پریشانی را در این رابطه بیان می‌کند. او می‌خواهد که محبوبش هرگز به دیگری نرود و تنها دلش را به او بدهد. به طور کلی، شعر پر از احساسات عاشقانه و حسرت است.