نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۹۴ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

هنگام گل است و باده باید

ساقی و حریف ساده باید

گر غنچه گره بر ابرو افگند

پیشانی گل گشاده باید

ساقی برخیز و یاربنشان

کاین شسته و آن ستاده باید

جان است پیام اهل دل را

جانی که به کف نهاده باید

وانگاه حریف ساده و مست

در دست من اوفتاده باید

خسرو، ز بتان کرشمه بد نیست

معشوقه خود مراده باید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌ها و لذت‌های زندگی اشاره می‌کند. او به ساقی (سرویس‌دهنده) دستور می‌دهد که باده را بیاورد و از همراهان می‌خواهد که در این لحظات شاداب و پر از گل و غنچه، ساده و خالص باشند. شاعر به اهمیت لحظه حال تأکید کرده و می‌گوید زمانی که غنچه (نماد عشق) باز می‌شود، باید به شکوفایی و زیبایی گل توجه کرد. او زندگی، عشق و خوشی‌های آن را ارزشمند می‌داند و به هم‌نشینان پیشنهاد می‌کند که از این لحظات بهره‌مند شوند. همچنین، او به اهمیت عشق و معشوقه در زندگی اشاراتی دارد.