نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۰۰ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

چشمم همه روز خون تراود

من دانم و دل که چون تراود

نتراوم پیش هیچ مردم

کز مردم دیده خون تراود

دل گر ز تو لخته شد محال است

کاین حال به آزمون تراود

با دیده مگوی راز، ای دوست

زیرا که روان برون تراود

من دست بشویم از تو هر چند

لیکن دیده فزون تراود

گر عقل مرا کسی بکاود

دانم که از او جنون تراود

افسون چه کنی به ریش خسرو؟

کاین بیشتر از فسون تراود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس عمیق و دردناک عشق است. شاعر احساس غم و اندوه را به تصویر می‌کشد که در اثر عشق، چشمانش خون می‌سازد و دلش از سوز عشق می‌تپد. او می‌داند که این حالت ناشی از عشق اوست و نمی‌تواند آن را از دیگران پنهان کند. شاعر می‌گوید که حتی اگر بخواهد از این عشق فاصله بگیرد، باز هم احساساتش درونش جاری است و دیگران نمی‌توانند از چشمان او این راز را بفهمند. در پایان، او بر این نکته تأکید می‌کند که حتی عقلش نیز نتوانسته او را از این عشق رها کند، زیرا این احساسات فراتر از کلمات و افسون‌هاست.