شمارهٔ ۶۰۲ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
بیداد غم، ار دلم بگوید
در ماتم من فلک بموید
اشکم چو زند بر آسمان موج
در خرمن ماه خوشه روید
بل کز مدد سرشک خونین
بر صفحه دیده لاله روید
هر صبح طلایه دار آدم
در راه فلک دو اسبه پوید
از غصه هجر او به جانم
کز دیده من دیت نجوید
سلطانی دست شست از پای
ترسم که ز دیده دست شوید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر در مورد عواطف عمیق و دردناک عشق و فراق است. گوینده از اندوه و غم خود میگوید و اینکه چگونه این احساسات بر زندگیش تأثیر گذاشتهاند. او به شدت نگران است که غم و اندوه به دیگران منتقل شود و به زیبایی لحظهها آسیب بزند. همچنین، او هر روز به یاد معشوق خود میافتد و از دوری او رنج میبرد. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که ممکن است این درد به حدی برسد که دیگر نتواند آن را تحمل کند.