نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۰۹ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

سیمین تن و خارا دلی، گر گفتنم یارا بود

گر بت نه ای، کی در بشر تن سیم و دل خارا بود؟

عنبر چسان نسبت کنم با زلف تو، کز زلف تو

بوی دل آید وین کجا در عنبر سارا بود؟

ناز و کرشمه آفت است از بهر دلها در بتان

ورنه به زیبایی چه کم نقشی که بر دیبا بود

گفتم که گر همتای خود خواهی مه و خورشید بین

گفتا که بینم آینه، گر این هوس با ما بود

خفتن نه تنها در لحد راحت بود، فریاد از آن

خوابی که دور از دوستان مشتاق را تنها بود

خسرو، گر از عشقت بود رنجی، مرنج از نیکوان

باشد گنه چشم مرا نه روی زیبا را بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عشق و زیبایی می‌پردازد و احساسات عمیق عاشق را نشان می‌دهد. شاعر با استفاده از نمادهایی چون سیم، خارا و عنبر به تشبیه زیبایی محبوب می‌پردازد و به تفاوت بین زیبایی ظاهری و زیبایی واقعی اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که ناز و کرشمه معشوق برای دل‌ها آفت است و اگر کسی بخواهد همتای محبوبش را پیدا کند، باید خود را در آینه ببیند. همچنین، شاعر به درد و رنج جدایی از دوستان اشاره می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که زیبایی ظاهری نمی‌تواند به تنهایی خوشبختی را به ارمغان آورد.