شمارهٔ ۶۴۰ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
از لبت گر خط میگون سر برون خواهم کشید
از یکی کنج دهن شد دل فزون خواهد کشید
گر برون خواهی خرامیدن یکی بنمایمت
آنکه پا در دامن عصمت درون خواهد کشید
روی اگر آن است، ره سوی بلا خواهد نمود
عشق اگر این است تا حد جنون خواهد کشید
گام دل بگذار در دنبال زلفت، از بهر آنک
موکشان در خاک راهش سرنگون خواهد کشید
سالها بگذشت و غمهای نوت کهنه نشد
من ندانستم که این غم تاکنون خواهد کشید
بر من امشب شحنه هجران قوی شد، آمده است
غصه دیرینه را دانم برون خواهد کشید
جان خسرو بر لب آمد، تا کی این مسکین هنوز
محنت عشق و جفای چرخ دون خواهد کشید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق عشق و غم اشاره دارد. شاعر از جذابیت لبان معشوق سخن میگوید و تمایلش به کشف راز دل او را بیان میکند. او بیان میکند که عشق ممکن است به کمال جنون برسد و هر قدمی که در پی زلف معشوق برمیدارد، بار دیگر او را به سوی غم و اندوه میکشاند. با گذشت زمان، غمهای جدیدی وجود دارد که کهنه نمیشوند و شاعر به شدت درگیر دردهای ناشی از عشق و جدایی است. در نهایت، او از این وضعیت رنج میبرد و نگران آیندهایست که ممکن است پر از محنت و سختی باشد.