شمارهٔ ۶۴۳ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گر نظر بر چشم کافر کیش او خواهد فتاد
آتشی بر عاشق بی خویش او خواهد فتاد
خنده خواهم از لبت بهر دلم، بیچاره دل
وه کزان خنده نمک بر ریش او خواهد فتاد
یار ترکش بست و مرکب راند بر عزم شکار
تا کدامین خون گرفته پیش او خواهد فتاد
کشته شست ویم، یارب، به روح من رسان
هر خدنگی کان برون از کیش او خواهد فتاد
گر نیندیشد رقیب او، بلای عاشقان
هم بر آن جان بلا تشویش او خواهد فتاد
چند ازین در کار من فرویش ده، زین آه گرم
هیچگه آتش دران فرویش او خواهد فتاد؟
آنکه می گوید که دل ندهم به کس، آخر گهی
پیش چشم شوخ کافر کیش او خواهد فتاد
خون خسرو می خورد، ترسم که آن رعنا سوار
ناگهان ز آه دل درویش او خواهد فتاد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل به توصیف عاشقانه و درد دل شاعر میپردازد. شاعر از تأثیر چشمان معشوقی کافر کیش میگوید که بر دل عاشق آتش میافزاید. او به خندهای که از لب معشوق است اشاره میکند و از آن به عنوان نمک بر زخم دل یاد میکند. همچنین به حسادت و رقابت عاشقانه اشاره داشته و نگرانی از اینکه معشوق به سمت دیگرانی برود، او را آشفته میکند. شاعر در ادامه از عمق اندوه و عشق خود میگوید و در نهایت به حسرت و ترس از دست دادن معشوق اشاره میکند. در کل، شعر پر از احساسات عاشقانه، حسرت و اندیشۀ عمیق به عشق است.