نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۷۱ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

از دل غمگین هوای دلستانم چون رود

یا سر سودای آن سرو روانم چون رود

تا توانایی بدم، بار غمش بردم به جان

خود کنون عشقش ز جان ناتوانم چون رود

از دلم نیش جفایش گر رود، نبود عجب

لذت دشنام او هرگز ز جانم چون رود

غمزه قصاب او می ریزدم خون، شاکرم

جای شکرست، این شکایت بر زبانم چون رود

بعد مردن، گر شوم خاک و تنم گردد غبار

داغ مهر او ز مغز استخوانم چون رود

گر ز پا افتم دران کوی و رود تیغم به سر

زینقدر از دل غم آن دلستانم چون رود

قد یارم از نظر گه گه رود خسرو، ولی

نقش روی او ز چشم خونفشانم چون رود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس عمیق عشق و غم شاعر است. او خود را مانند رود توصیف می‌کند که تحت تأثیر عشق و درد جدایی قرار دارد. شاعر از تحمل غم عشق سخن می‌گوید و اینکه این احساس او را به شدت تحت فشار قرار داده است. به رغم مشکلات و دردهایی که در این راه متحمل می‌شود، احساس عشق و دلتنگی برای معشوق را به عنوان حالتی طبیعی و مستمر در وجود خود می‌بیند. همچنین، یادآوری زیبایی‌های معشوق و تأثیر آن بر زندگی او نشان‌دهنده وابستگی عمیق و روحی او به عشقش است. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که حتی پس از مرگ نیز عشقش در دل او باقی خواهد ماند.