شمارهٔ ۶۷۷ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دست ماه روزه تا در چشم عشرت خاک زد
اشک خونین ریخت جام و گل گریبان چاک زد
یارب، از هجر که در پوشید نیلوفر کبود؟
لاله از درد که داغی بر دل غمناک زد؟
با همه چشمی که نرگس باز دارد در چمن
اهل بینش را نمی شاید قدم بر خاک زد
تا کی از شمشاد و نسرین گویم و ریحان و گل؟
بیخ این خار از ره دل خواهم اکنون پاک زد
با وجود ساقی مه روی من در باغ حسن
می توان آتش درین مشت خس و خاشاک زد
ای مه نو، گر شبی طالع شوی چون عاصیان
خواهمت بهر شفاعت دست در فتراک زد
مژده بر خسرو، اگر گوید شبی در گوش او
عین عید اینک علم بر گوشه افلاک زد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات شعری به موضوعات عشق، درد جدایی و زیبایی طبیعت اشاره دارند. شاعر از احساسات عمیق و تلخی ناشی از دوری یار سخن میگوید و از تاثیر آن بر روح و دلش مینالد. همچنین، به زیباییهای گلها و سرسبزی طبیعت اشاره شده که مانند سمبلی از عشق و امید در کنار درد و اشکهایش قرار میگیرد. در پایان، نویسنده از امید به شفاعت و بخشش در دل شب سخن میگوید و آمدن خبر خوشی را در آرزو دارد. به طور کلی، شعر ترکیبی از عشق، غم و زیبایی طبیعت است.