شمارهٔ ۶۹۵ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
گذرد مهی و یک شب به منت گذر نباشد
برود شبی و ما را خبر از سحر نباشد
ز سر کرشمه هر دم گذری به سوی دیگر
به دو رخ تو همچو ماهی، به منت گذر نباشد
رسدت بر اوج خوبی، اگر آفتاب گردی
که در آفتاب گردش چو تویی دگر نباشد
نتوان ز بعد دیدن نظر از تو برگرفتن
نتواند آنکه چشمش بود و نظر نباشد
سخن تو آن حلاوت که شکر توانش گفتن
ز غم تو دارد، ارنی سخن از شکر نباشد
خبرم مپرس از من، چو مقابل من آیی
که چو در رخ تو بینم ز خودم خبر نباشد
به ملامتم همه کس در صبر می نماید
نه بد است صبر، لیکن چکنم، اگر نباشد
دل مستمند خسرو سخن تو پیش هر کس
چو قلم فرو نخواند، اگرش دو سر نباشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به احساسات عاشقانه و دلتنگی اشاره دارد. شاعر در این اشعار به توصیف لحظاتی میپردازد که در آنها غم و شوق به یار به وضوح حس میشود. او از گذر زمان و عدم توانایی در فراموشی محبوب سخن میگوید و بیان میکند که وقتی محبوب در کنار اوست، از خود و جهان بیخبر میشود. در این راستا، او به شیرینی سخن یار و تأثیر عمیق آن بر دلش اشاره میکند و تأکید میکند که هیچ چیز نمیتواند جایگزین یا به اندازه محبت و زیبایی یار باشد. شعر در کل، نمایانگر شوق و دلتنگی عاطفی است که در عشق تجربه میشود.