نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

آن طره به روی مه بنهاد سر خود را

از خط غبار آن رخ پوشیده خور خود را

چون دید گل رویش در صحن چمن، زان گل

ایثار قدومش کرد از شرم زر خود را

مانند قدش بستان چون دید سهی سروی

زیر قدمش سبزه بنهاد سر خود را

دیدم به رقیب او بنشسته سگ کویش

گفتم که فلان اکنون و ایافت خر خود را

ای ناصح بیهوده چندین چه دهی پندم

بگذار مرا بگذار، می خار سر خود را

زان بند قبا دارم پیوسته به دل غصه

کاندر پی جان من بربست بر خود را

گفتا ز درم خسرو، منزل به دگر جا کن

گفتم که سگ خانه نگذاشت در خود را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق پرداخته است. شاعر از زیبایی‌های چهره معشوق و تأثیر آن بر خود صحبت می‌کند. او بی‌تابی خود را بیان کرده و به خوبی روحیه عاشقی و غم‌هایش را نشان می‌دهد. شاعر به ناصح می‌گوید که نصیحت‌هایش بی‌فایده است و او نمی‌تواند از عشق خود دست بکشد. همچنین، به دلیل وابستگی به معشوقش، نمی‌تواند به راحتی از احساسات و غم‌هایش فرار کند. در نهایت، اشاره به دشواری‌هایی که به خاطر عشقش تجربه می‌کند دارد.