شمارهٔ ۷۰۰ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
عاشقان خون جگر شربت مقصود کنند
ای خوش آن گریه که گه دیر و گهی زود کنند
وصل جویان که دم از عشق برآرند روند
چون گدایان که دعای غرض آلود کنند
باده کش دوزخیان، بهتر ازین متقیان
کز پی خلد برین طاعت معبود کنند
ناله سوختگان هست سرود ماتم
اجر آن به که گهی خلوت مقصود کنند
نیست بی یوسف خود رغبت بستان ما را
بلبلان، گر به چمن نغمه داود کنند
چه زیان دارد، اگر دلشدگان از تو گهی
زان زیان کار دو چشمت نظر سود کنند
من خسی را که بسوزند به کویت، غم نیست
غم از آنست که پیش در تو دود کنند
حق من در تو نگاهی ست سر رود دو چشم
که ز گریه حق خسرو همه نابود کنند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد عشق و دلتنگی و احساسات عمیق عاشقانه صحبت میکند. شاعر به بیان درد و رنج عاشقان میپردازد و به گریههایی اشاره میکند که در لحظات مختلف پیش میآید. وی همچنین به تضاد بین دعا و عشق اشاره میکند و بیان میکند که بعضی از انسانها به محبت واقعی دست نمیزنند. در نهایت، شاعر از بیرغبتی به زندگی بدون معشوق و تأثیر نگاه محبوب بر دل عاشق حرف میزند و بیان میکند که این نگاه میتواند به زندگی و احساسات او معنا ببخشد.