شمارهٔ ۷۰۳ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
رسم خونریز در آن خوی جفاساز بماند
این کله بر سر آن ترک سرانداز بماند
گفتمی نام تو و زیستمی هر دم پیش
که ز لب کم نشود کام تو و گاز بماند
گه رود جان و گهی باز بیاید در تن
گه به تاباک در اندیشه آن ناز بماند
باد چستی که بر آید سر عشاق ز دوش
این هوا در سر آن سرو سرافراز بماند
بستن چشم ندانم که چه باشد، آنگاه
که برفت از نظر و دیده من باز بماند
زاهدی در تو نظر کرد، صلاحش بردی
به یکی بازی ازان چشم دغابار بماند
ناله ناخوش خسرو که ز غم می آید
خجل آواز که چون مطرب ناساز بماند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به موضوعاتی همچون عشق، غم و زیبایی اشاره میکند. او به خونریزی و دردهای عشق پرداخته و بر اهمیت یاد و نام معشوق تأکید میکند. نوسان روح و جسم در عشق و تأثیری که عشق بر عاشق میگذارد، از دیگر مضامین شعر است. همچنین شاعر از زیبایی ظاهری و باطنی معشوق سخن میگوید و به درد و رنج ناشی از دوری و جدایی اشاره میکند. در نهایت، غم و ناله عاشقانهای هم در پایان شعر حس میشود که نشاندهنده احساس ناخرسندی و عدم هماهنگی در عالم عشق است.