نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۰۵ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

مست من باز جدایی ز سر آغاز نهاد

راه خلقی زد و تهمت به سر ناز نهاد

خلق دیوانه شد آن لحظه که از رعنایی

کله کژ به سر سرو سرافراز نهاد

مست شد ده دل و در راه برآمد صد جان

در خرامش چو برآورد قدم، باز نهاد

ای عفاالله ز پی کشتن ما در چشمت

حسن خاصیت شمشیر سرانداز نهاد

ناله ام نیست خوش، اما ز نی سوخته پرس

عشق ذوقی که درین نغمه ناساز نهاد

هر طرف سوخته ای چند به خاک افتاده است

شمع خود سوزش پروانه چه آغاز نهاد؟

ای بسا خواجه مقامر که ز بعد مردن

سر به شاگردی آن چشم دغاباز نهاد

بو که خسرو سخنی بشنود از تو هر شب

زیر دیوار تو صد گوش به آواز نهاد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از حالات مستی و عاشقی صحبت می‌کند. او به جدایی و تاثیرات آن بر زندگی و احساسات انسان‌ها اشاره می‌کند. در لحظه‌ای که زیبایی و شکوه خاصی نمایان می‌شود، همه دیوانه می‌شوند و شور و شوق در دل‌ها زنده می‌شود. همچنین، شاعر به خواننده یادآور می‌شود که عشق و احساسات می‌تواند دل را بسوزاند و در عین حال زیبا باشد. به طرز تلخی، او به سرنوشت کسانی اشاره می‌کند که پس از مرگ، به دنبال آرزوهای برآورده‌نشده خود می‌گردند. در نهایت، شاعر از عشق و جذابیّتی سخن می‌گوید که حتی در دوری و جدایی، انسان‌ها را به هم متصل می‌کند.