نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۰۴ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)

گوش من از پی نام تو به هر کوی بماند

چشم من از هوس روی تو هر سوی بماند

نه به گلزار گشاید دل من، نه در باغ

بسکه در جان من اندیشه آن روی بماند

بامدادان به چمن نازکنان می گشتی

سرو یک پای ستاده به لب جوی بماند

سوی پیکان شو دم، گر گله زان غمزه کنم

که چه پیکانی ازو در ته هر موی بماند؟

سر بسی بر در و دیوار زدم همچو صبا

که گذشت آن گل خندان من و بوی بماند

ماجرای دل خودکام، چه پرسی از من؟

سالها شد که ز من رفت و دران کوی بماند

شکرگوی کرمش کرد دل خسرو را

ذوق دشنام که در گوش دعاگوی بماند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس عمیق عشق و دلتنگی شاعر است. او به دنبال محبوبش است و در هر گوشه و کوی به یاد او می‌گردد. چشم و دلش نتوانسته‌اند از یاد عشق او آزاد شوند و به فکر چهره‌اش همیشه در ذهنش باقی مانده است. شاعر از زیبایی‌های طبیعی مانند گلزار و چمن می‌گوید که هیچ کدام نتوانسته‌اند دل او را شاد کنند؛ زیرا تنها یاد آن محبوب در دلش مانده است. همچنین، او بی‌تابی و اشتیاقش برای دیدن محبوبش را توصیف می‌کند و از درد جدایی و خاطرات تلخ سال‌ها می‌گوید. در نهایت، شاعر از ناکامی در ابراز عشق و دلتنگی‌اش صحبت می‌کند، در حالی که او همچنان در انتخابش محفوظ و ماندگار است.