شمارهٔ ۷۱۴ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای خوش آن باد که هر روز به سویت گذرد
ناخوش آن آب کزین دیده به جویت گذرد
سیل چشمم همه خون است، نکو بشناسی
هر کجا گریه عشاق به سویت گذرد
جان به دنباله آن باد رود بوی کنان
کاین طرف گه گهی آلوده به بویت گذرد
هر شبی بیخود و دیوانه ام از دست خیال
بسکه تا روز در اندیشه رویت گذرد
عیش تلخم چو می تلخ کند هر دم مست
بسکه در لذت آن تلخی خویت گذرد
می جهد شعله آه من و من می سوزم
گه نباید که بر آن روی نکویت گذرد
خسرو از بیم که روزش به درت نگذارند
هر شبی آید و دزدیده به کویت گذرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساسات عمیق عاشقانه و دلتنگی است. شاعر از باد و آب به عنوان نمادهایی برای انتقال عواطف یاد میکند. او با اشاراتی به اشکها و دردهای عاشقانه، حسرت و انتظار خود را برای دیدن معشوق بیان میکند. همچنین، شادابی و تلخی عشق و تأثیر آن بر زندگیاش را توصیف میکند. شاعر در نهایت به خوف و دلهرهای از دوری معشوق اشاره دارد و به نوبه خود، از مشکلات و رنجهایی که بر اثر این عشق متحمل میشود، میگوید.