نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۱۸ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تا ز خون ریختن آن غمزه ندامت نکند

کس به راه غم او ذکر سلامت نکند

آنچه بر بی گنهان می کند آن روی چو ماه

بر گنه کاران خورشید قیامت نکند

که کند فرق ز رخساره او تا خورشید

خط شبگون اگر از مشک علامت نکند

پیش قاضی فلک، مه چه کند دعوی حسن؟

تا خطت بینه خویش اقامت نکند

دل من کرده غمت خون و اگر غم این است

بنده راضی ست به نیمی که تمامت نکند

مکن از گریه مرا منع که دلسوخته را

هیچ کس از جزع و گریه ملامت نکند

خون ما ریزد و بیرون برد از خنده لبت

کس به تنگ شکرش نیز غرامت نکند

با تو خواهد که کند خسرو مسکین تقریر

حال خود را، ولی از بیم اسائت نکند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به غم و اندوه ناشی از عشق و دل شکستگی اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند در مورد درد و رنج دیگران صحبت کند و هر کسی باید غم خود را بکشاند. شاعر احساس می‌کند که دلش از غم معشوقش خونین شده و اگر این غم ادامه داشته باشد، او راضی است که کمتر از خوشبختی کامل داشته باشد. همچنین، شاعر از دیگران می‌خواهد که او را از گریه کردن منع نکنند، زیرا این گریه بخشی از احساسات اوست. در نهایت، او از عشقش سخن می‌گوید، حتی اگر از ترس تبعات این دلتنگی، نتواند احساساتش را بیان کند.