شمارهٔ ۷۳ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چه اقبال است این یا رب که دولت داده رو ما را
که در کوی فراموشان گذر شد یار زیبا را
کمربند من آمد نزد من خندهزنان امشب
توقف کن که لختی بنگرم پروین و جوزا را
بحمدالله که بیداری شبهایم نشد ضایع
بدیدم خفته در آغوش خود آن سرو بالا را
به تشویش دهل رنجه مشو، ای نوبتی، امشب
که خفتن در بر یار است بیداران شبها را
تماشا میکنم این قد، قیامت میکند، یارب
که خواهم تا قیامت یاد کردن این تماشا را
کجاها بودی، ای گلبرگ خندان، راست گو با من
که چون چپ دادهای امروز گلرویان رعنا را
رسیدی همچو شاخ گل کدامین باد آوردت
که هرگز مینپرسیدی به یک شاخ گلی ما را
تویی با من، معاذالله ز تو کی آید این یاری
منم با تو، عفاک الله مرا کی باشد این یارا
چه گویی خسروا، چندین حدیث وصل نابوده
خیال است این که ره دادی به سوی خویش سودا را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به شادی و شگفتی خود از دیدار معشوق اشاره دارد. او از اینکه بر ای دلباختهای چون او، لحظهای خوشایند از بودن با یار زیبایش دست داده، ابراز خوشحالی میکند. شاعر از زیبایی و جاذبهی یار میگوید و نگرانیهایش را در مورد بیداری شبها و صرف وقت در آغوش یار بیان میکند. او با استفاده از تشبیهات و تصاویری مانند قیامت و گلبرگ خندان، احساسات عمیق و عشق خود را نسبت به محبوبش به تصویر میکشد. در انتهای شعر، به ناامیدی و دشواریهای وصال عشق اشاره میکند و میپرسد که آیا ممکن است چنین فرصتی دوباره تکرار شود.