شمارهٔ ۷۴۹ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
چشم من خنده شیرین تو گریان دارد
دل من را لب پر شور تو بریان دارد
خاطرم میل کند با تو و پیدا نکند
سینه ام درد و غمت دارد و پنهان دارد
کس ندارد به جهان آنچه تو داری در حسن
از لطافت همگی پیش تو خود آن دارد
گر نبات خط تو سبز بود، نیست عجب
خضر است آنکه سرچشمه حیوان دارد
جانم از شوق تو، گر خرقه تن کرد قبا
نتوان گفت درین خرقه که نقصان دارد
دل من با سر گیسوی درازت همه شب
تا شبیخون نرود، دست و گریبان دارد
شعر خسرو به مثل سحر حلال است، ولی
نتوان گفت که او پایه حسان دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این متن به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره میکند و احساسات عمیق خود را نسبت به او بیان میکند. او از خنده شیرین محبوب و درد و پریشانی ناشی از دوری از او سخن میگوید. دلش با یاد او مشغول است و هیچکس در دنیا زیبایی او را ندارد. شاعر همچنین از عشق و شوق خود به او میگوید و به شبهایی اشاره میکند که دلش به یاد و خیال او پر از درد است. در انتها، او به قدرت شعر و عشق اشاره میکند و میگوید که نمیتوان زیبایی محبوبش را با هیچ چیز دیگری مقایسه کرد.