شمارهٔ ۷۵۹ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
اگر آن شاه دمی پیش گدا بنشیند
فتنه و غارت و خونریز و جفا بنشیند
گر بیابد به دعا عاشق و دلخسته وصال
سالها بر در خلوت به دعا بنشیند
چون قدم رنجه کند دوست به پرسیدن من
خانه تاریک و دلم تنگ، کجا بنشیند؟
خانه دیده برفتیم ز نقش همه پاک
تا خیال رخ آن ترک ختا بنشیند
جعد زلفین سمن سای تو در دور قمر
خضر وقت است که بر آب بقا بنشیند
سرو بستان که به قامت علم افراشته است
چون ببیند قدت از باد هوا بنشیند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ستایش از محبوب خود میپردازد و بیان میکند که اگر شاه (محبوب) لحظهای به گدا (عاشق) توجه کند، سبب فتنه و غارت و خونریزی میشود. شاعر از اشتیاق و تلاش برای وصال محبوب صحبت میکند و نشان میدهد که سالها در خلوت دعا کرده است. همچنین، او احساس میکند که در خانهای تاریک دلتنگی به سر میبرد و به یاد محبوبش، دیدهها را از دنیا پاک کرده است. او به توصیف زیبایی محبوب و تاثیر آن بر زندگیاش میپردازد و به درخت سرو در بستان اشاره میکند که با دیدن قامت محبوب، تحت تاثیر قرار میگیرد. این شعر در نهایت نمایانگر احساس عاشقانه و عمیق شاعر نسبت به محبوبش است.