شمارهٔ ۷۶۱ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
نه به بالای خوشت سرو خرامان روید
نه به سیمای رخت لاله نعمان روید
نه به ذوق لب لعل تو توان یافت شکر
نه به شکل دهنت پسته خندان روید
با همه حسن و طراوت چو گل روی تو نیست
آن گل تازه که در روضه رضوان روید
سرو بالای ترا خاصیتی هست ز لطف
که نهال خوش او در چمن جان روید
گر تو خود بگذری، ای سرو، سمن بوی، به باغ
زیر خاک قدمت لاله و ریحان روید
ز غم نرگس سیراب توام جسم ضعیف
چو گیاهی ست که در راه بیابان روید
قدم از کوی تو من بازنگیرم هرگز
گر همه رهگذرم خنجر و پیکان روید
تا دو یاقوت لبت خسرو بیچاره بدید
همه از دیده او لعل بدخشان روید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که هیچ چیز دیگری به اندازه او زیبا و طراوتبخش نیست. شاعر میگوید هیچ گیاهی یا گلی به زیبایی و دلربایی معشوق نمیرسد و حتی برای او میگوید که اگر او از زیباییهای خود بگذرد، زیباییهای دیگر در باغ وجود نخواهد داشت. شاعر همچنین به ناتوانی جسمی خود در برابر غمهای معشوق اشاره میکند و تأکید میکند که هرگز از کوی معشوق دور نخواهد شد، حتی اگر در این راه خطراتی وجود داشته باشد. در پایان، اشاره به اینکه دیدهاش از زیبایی معشوق پر شده و به دیگر زیباییها نگاه نخواهد کرد.