شمارهٔ ۷۶۹ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
جان فدای پسرانی که نکورو باشند
راحت جانست جفاشان چو جفاجو باشند
خود ز خوبان پری چهره همین کار آید
که ستمگاره و مردم کش و بدخو باشند
غنچه سان بهر جدایی همه رو پشت شوند
گل صفت بهر جفا را همه تن رو باشند
چه کند آهوی مسکین که سبک جان ندهد؟
شهسواران که به دنباله آهو باشند
بر درت گر چه بنا کرده عشاق بسی ست
غرق خونند کسانی که در آن کو باشند
عاشقان در روش عشق مسلمان نشوند
که نه در سوختن خویش چو هندو باشند
در همه مستی من باش تو، ور فرمایی
دل و جان نیز به یک گوشه و یکسو باشند
صفت نرگس جادوی تو کردن نارند
شاعران گر چه چو خسرو همه جادو باشند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره درد و رنج عاشقان و معشوقانی است که تحت ظلم و ستم قرار گرفتهاند. شاعر با بیان تصاویری از عشق و جدایی، به ظلمهایی که بر عاشقان میرود، اشاره میکند. او میگوید که گاهی زیبایی ظاهری، به معنای خوبی نیست و افرادی که به نظر خوب میآیند، ممکن است بدخواه و ستمکار باشند. همچنین، عاشقان در عشق و سوختن خود مشابه به هندوها هستند که رنج میکشند. در نهایت، شاعر به زیباییهای یار و تأثیر او بر شعر و شاعران میپردازد و بیان میکند که با وجود اینکه شاعران جادوگری میکنند، اما نمیتوانند به زیبایی واقعی او دست یابند.