نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۷۰ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

یار زیبای مرا باز به من بنمایید

ترک رعنای مرا باز به من بنمایید

لاله می رویدم از خون جگر بر رخسار

سرو بالای مرا باز به من بنمایید

نیست آراسته بی آن مه زیبا مجلس

مجلس آرای مرا باز به من بنمایید

عشرتم یاد همی آید از افزایش غم

عشرت افزای مرا باز به من بنمایید

تا ازان زلف شده دور برفتم از جای

آخر آن جای مرا باز به من بنمایید

پیشتر زانکه به یغما برود خانه عمر

شیر یغمای مرا باز به من بنمایید

از فراقم همه ناسازی و نابینایی ست

یار زیبای مرا باز به من بنمایید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به دنبال بازگشت یار زیبایش است و احساس ناتوانی و غم ناشی از فراق او را بیان می‌کند. او از زیبایی‌ها و خوشی‌هایی که با حضور یار همراه بوده، یاد می‌کند و می‌خواهد که دوباره از آن نعمت‌ها بهره‌مند شود. شاعر از درد و رنجی که به خاطر دوری یار می‌کشد سخن می‌گوید و او را به عنوان آراینده مجلس زیبایی‌های زندگی‌اش توصیف می‌کند. در نهایت، او از یار می‌خواهد که دوباره به او بازگردد تا زندگی‌اش به سمت شادی و سرزندگی پیش برود.