نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۷۶ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

باز یاد آن شبم دیوانه کرد

کان پسر با من به خواب افسانه کرد

شد خراب این دیده و سلطان حسن

از کجا منزل درین ویرانه کرد؟

کم مبادش مویی، ار چه زلف را

بهر آزار دل من شانه کرد

شمع مهمان داشت چون پروانه را

مرغ بریانش هم از پروانه کرد

جان من آن آشنا، گویی تویی

کو مرا از جان خود بیگانه کرد

من نمی دانم که چون باشد پری

شکل تو باری مرا دیوانه کرد

از دل خسرو چه پرسی حال، کو

قبله را در کار این بتخانه کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به یاد آن شب افسانه‌ای می‌افتد که با پسری دیوانه‌کننده ملاقات کرده است. او از زیبایی و تأثیر آن پسر بر دل خود توصیف می‌کند و می‌گوید که چگونه آن پسر دلش را آزار داده و احساس دیوانگی به او می‌دهد. شاعر به هنرمندی شمع و پروانه نیز اشاره می‌کند و می‌گوید که جانش به آن آشنا وابسته است. در نهایت، او از حال خسرو (نماد عشق و زیبایی) می‌پرسد و این عشق را به بتخانه‌ای تشبیه می‌کند که در آن روح و دل او در تعارض است. به طور کلی، شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و تأثیر زیبایی بر روح انسان است.