شمارهٔ ۷۸۳ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بزم ما را یک دو خواب آلوده اند
مست و خوش، گویی شراب آلوده اند
سایه پروردند وز خط سیاه
سایه را بر آفتاب آلوده اند
جامه بر اندام شان گویی ز لطف
برگ گل را از گلاب آلوده اند
می میان شیشه صافی نگر
آتشی گویی به آب آلوده اند
می نبیند سوی ما ساقی، ازانک
چشمهایش مست و خواب آلوده اند
آب شو، ای چشمه خون، کز شراب
دست آن مست خراب آلوده اند
یارب آن سرخی لبش را از می است
یا خودش از خون ناب آلوده اند
بس به اشک آلوده شخصم، گوئیا
سیخی از آب کباب آلوده اند
هست خسرو را سؤالی زان دهن
کز پیش راه جواب آلوده اند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف حال و هوای یک بزم میپردازد که در آن میهمانان مست و خوابآلود و در حال شادی هستند. او از زیبایی و لطافت در صورت و لباس آنان صحبت میکند و به این نکته اشاره میکند که همه چیز به نوعی در آغوش شراب و مستی غرق شده است. ظاهراً ساقی به دلایل مستی نمیتواند به مهمانان توجه کند و در نهایت، شاعر با حسرت به تأثیر شراب و مستی بر روی خود و دیگران اشاره میکند و از زیباییها و لذتهای آن جمع سخن میگوید. در مجموع، شعر تصویری از شادی، مستی و زیبایی را به تصویر میکشد، اما در عین حال، احساس تنهایی و ناامیدی نیز در آن مشهود است.