نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۹۰ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

لعل شیرینی چو خندان می‌شود

در جهان شیرینی ارزان می‌شود

قد او هرگه که جولان می‌کند

گوییا سرو خرامان می‌شود

پرتو رویش چو می‌تابد ز دور

آفتاب از شرم پنهان می‌شود

قصه زلفش چون نمی‌گویم به کس

زان که خاطره‌ها پریشان می‌شود

من نه تنها می‌شوم حیران او

هرکه او را دید حیران می‌شود

مه چو می‌گوید، چه بنوازم ترا؟

تا نگه کردم، پشیمان می‌شود

هرکه را شاهی عالم آرزوست

بنده درگاه سلطان می‌شود

خسروی کز کلک گوهربار او

کار بی‌سامان به سامان می‌شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و شیرینی عشق و جذابیت معشوق اشاره دارد. شاعر از لعل (نوعی سنگ قیمتی) به عنوان نماد زیبایی استفاده می‌کند و می‌گوید که وقتی معشوق لبخند می‌زند، دنیا پر از شیرینی و خوشی می‌شود. او با توصیف قامت معشوق، او را به سرو خرامان تشبیه می‌کند و نور چهره‌اش را به آفتاب نسبت می‌دهد که از شرم پنهان می‌شود. شاعر همچنین به حالتی از حیرت و شگفتی اشاره دارد که همه کسانی که معشوق را می‌بینند دچارش می‌شوند. در نهایت، او به قدرت هنر و خوشنویسی شاه اشاره می‌کند که می‌تواند هر وضعیت نامطلوبی را تبدیل به وضعیتی خوب کند. کلیت شعر بر قدرت عشق و زیبایی معشوق تأکید دارد.