شمارهٔ ۷۸۹ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
آخر این دردم به درمان کی رسد
نوبت دیدار جانان کی رسد
این دل سرگشتهی سودا زده
از وصال او به سامان کی رسد
آدم آشفته دل در انتظار
مانده تا پیغام رضوان کی رسد
دیده یعقوب بر راه امید
تا دگر یوسف به کنعان کی رسد!
دل چو بلبل زار و نالان در فراق
تا گل رویت به بستان کی رسد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر در انتظار درمان درد و رسیدن به وصال محبوبش است. دل سرگردان او به شدت از دوری معشوق رنج میبرد و به یاد یعقوب، با امید به دیدار "یوسف" در کنعان، نگران و منتظر است. همچنین دل او مانند بلبل در فراق معشوق ناله میزند و به دنبال زمانی است که بتواند زیبایی محبوبش را در آغوش بگیرد. به طور کلی، شعر بیانگر احساس عمیق نارضایتی و انتظار است.