شمارهٔ ۷۹۲ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
گر کسی در عشق آهی میکند
تو نپنداری گناهی میکند
بیدلی گر میکند جایی نظر
صنع یزدان را نگاهی میکند
با دم صاحبدلان خواری مکن
کان نفس کار سپاهی میکند
آنکه سنگی مینهد در راه من
از برای خویش چاهی میکند
گر بنالد خستهای، معذور دار
زحمتی دارد که آهی میکند
عشق را آنکو سپر سازد ز عقل
دفع کوهی را به کاهی میکند
گر کند رندی نظربازی رواست
محتسب هم گاهگاهی میکند
یک دم از خاطر فراموشم نشد
آنکه یاد من به ماهی میکند
چند نالیدیم، خود هرگز نگفت
کاین تضرع دادخواهی میکند
گرچه خسرو را ازین غم بیمهاست
هم امیدش را پناهی میکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احوالات عاشقان و نوعی تفسیر از عشق میپردازد. شاعر اشاره میکند که اگر کسی در عشق نالهای کند یا دردی را ابراز کند، نباید آن را گناه تصور کرد، بلکه این نشانهای از عشق و دلیری در مواجهه با سختیهاست. او به نقد جامعه و نگاههای سختگیرانه میپردازد و میگوید که عشق، حتی اگر عقل را به چالش بکشد، خود را توجیه میکند. شاعر به کسانی که در مسیر عشق سنگاندازی میکنند، میگوید که این کار در واقع به ضرر خودشان است، زیرا عشق حقیقی به گذشتن از موانع و مشکلات نیاز دارد. او همچنین به یادآوری خود و دوسویه بودن عشق اشاره میکند، و اینکه در این میان، امید و تضرع برای جستجوی پناهگاه از غمها همیشه وجود دارد.