نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۹۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بر رخت چون زلف پر خم بگذرد

آه من زین سقف طارم بگذرد

تا کند خیل خیالت را طلب

بر رخ من گریه دم دم بگذرد

وصلت آخر یک شبم روزی شود

روزی آخر این تب غم بگذرد

بر دلم دی تیر زد چشمت، گذشت

ور زند امروز، آن هم بگذرد

هر دم از تلخی آن شیرین لبت

شربت عیش من از سم بگذرد

نگذرانی مرهمی بر درد من

درد من، ترسم، ز مرهم بگذرد

بنده خسرو از حریم وصل تو

وای اگر ناگشته محرم بگذرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و درد و longing اشاره دارد. شاعر از چشمان محبوب و زیبایی او می‌گوید که بر روی زندگی‌اش تأثیر می‌گذارد. او از گذر زمان و تب عاشقانه‌اش می‌نالد و به یاد می‌آورد که هر درد و رنجی که به خاطر محبوبش می‌کشد، نهایتاً سپری خواهد شد. در عین حال، او نگران است که مرهمی بر دردش پیدا نکند و عشقش همیشه در دلش باقی بماند. در پایان، به وابستگی عمیقش به محبوب اشاره می‌کند و می‌ترسد اگر بدون آن محبوب بگذرد، زندگی‌اش بی‌معنا خواهد بود.