نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۹۴ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هر که دل با دلربایی می نهد

خویشتن را در بلایی می نهد

می خورد صد غوطه در دریای غم

چشم اگر بر آشنایی می نهد

دلبرا، چابک سوار تو سنت

دلبری را دست و پایی می نهد

تا سر زلف تو جای فتنه شد

فتنه هم خود را به جایی می نهد

غمزه شوخت جراحت می کند

هر که را لعلت دوایی می نهد

عاشقان را می کشی و لعل تو

هم بر ایشان خونبهایی می نهد

کیست خسرو تا جفای خسروان

چون تو شاهی بر گدایی می نهد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف درد و غم ناشی از عشق و دل‌بستگی می‌پردازد. شاعر می‌گوید که هر کسی که دل به زیبایی می‌سپارد، خود را در معرض خطرات و بلاها قرار می‌دهد. او به غم و رنج عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که دلبری و زیبایی می‌تواند باعث فتنه و مشکلات شود. عشق به محبوب، دردآور است و حتی گل‌های زیبایی هم که محبوب به عاشقان می‌دهد، جان آن‌ها را می‌گیرد. در نهایت، شاعر با قیاس به خسروان، به زیبایی و مقام بالای محبوب خود اشاره می‌کند.