شمارهٔ ۸۰۶ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
من نشنیدم که خط بر آب نویسند
آیت خوبی بر آفتاب نویسند
هجر کشیدیم تا به وصل رسیدیم
نامه رحمت پس از عذاب نویسند
صبر طلب می کنند از دل شیدا
همچو براتی که بر خراب نویسند
شرح رخ خوب و زلف غالیه گونت
بر ورق زر به مشک ناب نویسند
قصه خونریز این دو دیده خسرو
کاش بر آن چشم نیم خواب نویسند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و دشواریهای عشق اشاره میکند. او میگوید که گفتن خط بر آب ممکن نیست، همانطور که نشان دادن عشق واقعی دشوار است. شاعر از گذراندن لحظات سخت و دلتنگی تا رسیدن به وصال محبوب صحبت میکند و به نوعی خود را در مقابل امید و ناامیدی تجلی میدهد. او صبر را از دل عاشق میطلبد و به زیباییهای چهره و موهای محبوبش و همچنین احساسات دردآور ناشی از عشق اشاره میکند. بهطور کلی، این شعر بازتابی از احساسات عمیق و مقصود عشق در زندگی است.