نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۱۲ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

گل به تماشای چمن می رود

باد به گلگشت سمن می رود

آینه گشته ست ز عکس سمن

آب که در زیر سمن می رود

دوش شنیدم که به هر مجلسی

از دهن غنچه سخن می رود

وقت بهار آمد و ایام گل

آه که یار از بر من می رود

راحت روح است رخش، چون کنم

روح دل و راحت تن می رود

عهد شکسته ست و به هنگام صبر

آن صنم عهد شکن می رود

خسرو دلسوخته را در غمش

عمر در اندوه و حزن می رود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌های بهار و تاثیر آن بر احساسات و روابط انسانی می‌پردازد. گل به سمت چمن می‌رود و باد به گردآوری گل‌ها مشغول است. آینه‌ای که تصویر گل را نشان می‌دهد، به زندگی و زیبایی اشاره دارد. اما همزمان با این زیبایی‌ها، شاعر از جدایی و غم ناشی از دوری یار صحبت می‌کند. این جدایی روح و جسم او را آزار می‌دهد و به یادآوری عهدهای شکسته و دردهای عاشقانه اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر از غم و اندوه ناشی از جدایی و گذر عمر در حزن سخن می‌گوید.