نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۳۹ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

اهل خرد که از همه عالم بریده‌اند

داند خرد که از چه به کنج آرمیده‌اند

دانندگان که وقت جهان خوش بدیده‌اند

خوش وقتشان که گوشه عزلت گزیده‌اند

محرم درون پرده مقصود نیستند

جز عاشقان که پرده عصمت دریده‌اند

برتر جهان به جاده همت که کاهلند

آن بختیان که سدره و طوبی چریده‌اند

در بیضه پر مرغ بروید، برون تر آی

کت پر دهد، کزان به بلندی پریده‌اند

جان نیز هست با دگران این گروه را

کز بهر عزم عالم وحدت پریده‌اند

نارفته ره، رونده به جایی نمی‌رسد

ناچار رفته‌اند ره، آنگه رسیده‌اند

وان جان کنان که در غم مال است جانشان

جان داده‌اند و پاره‌خاکی خریده‌اند

خسرو، مگوی بد که درین گنبد از صدا

خلق آنچه گفته‌اند، همان را شنیده‌اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تحلیل و کاوش در مسایل عمیق زندگی و مفهوم وجود می‌پردازد. شاعر به خرد و دانشمندان اشاره می‌کند که برای یافتن حقیقت و آرامش، از دنیا و ظواهر آن کناره گرفته‌اند. او نشان می‌دهد که افرادی که به عزلت و سکوت روی آورده‌اند، دچار درک عمیق‌تری از زندگی شده‌اند. در این میان، عشق و اشتیاق به حقیقت و وحدت از ویژگی‌های مهمی است که به آن اشاره می‌شود. شاعر همچنین به ناکامی‌های کسانی اشاره می‌کند که فقط در پی مال و دارایی هستند و در نهایت به پوچی زندگی خود پی می‌برند. این اثر در نهایت به ما یادآوری می‌کند که صدای دیروز و امروزی انسان‌ها یکسان است و همه در جستجوی معنای عمیق‌تری از زندگی هستند.