شمارهٔ ۸۴۱ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
رندان پاکباز که از خود بریدهاند
در هرچه هست حسن دلارام دیدهاند
خودبین نیند، زان همه چون چشم مردهاند
روشندلند، از آن همه چون نور دیدهاند
چون رهروان ز منزل هستی گذشتهاند
بیخویش رفتهاند و به مقصد رسیدهاند
آزاد گشتهاند به کلی ز هردو کون
وز جان و دل غلامی جانان خریدهاند
با غم نشستهاند وز شادی گذشتهاند
از تن رمیدهاند و به جان آرمیدهاند
از گفتگوی نیک و بد خلق رستهاند
تا مرحبایی از لب دلبر شنیدهاند
خسرو، چه گویی از خم ساقی، من کزان
جام از شراب ساقی وحدت کشیدهاند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به توصیف رندان پاکباز میپردازند که از خود گذشتگی کرده و به درک عمیقتری از حقیقت رسیدهاند. آنها به زیباییهای جهان و حسن دلها آگاه شدهاند و به جای تمرکز بر خود، به روشنی و درک الهی نائل آمدهاند. این افراد از قید و بندهای دنیوی رها شده و به مقصد واقعی خود رسیدهاند و در میان غم و شادی سکونت دارند. همچنین، آنها از گفتگوهای سطحی و متداول فاصله گرفته و فقط به لذتهای واقعی و معنوی نظر دارند. در کل، این شعرها به تجربهای از آزادی و عشق الهی اشاره دارد.