شمارهٔ ۸۵۴ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دل در هوایت، ای بت عیار، جان دهد
چون بلبلی که دور ز گلزار جان دهد
از رشک زلف غالیه سای تو هر شبی
گر جان بود به نافه تاتار جان دهد
ابرو دو تا شده ست بر آن چشم پر خمار
چون مشفقی که بر سر بیمار جان دهد
ای ناخدای ترس، بران خسته رحم کن
کز شوق آن دو لعل شکربار جان دهد
دامن کشان شبی به سر کوی من برآی
تادل به زیر پای تو ایثار جان دهد
یارب تو جان به سرو سهی ده که در چمن
هر لحظه پیش آن قد و رفتار جان دهد
خسرو به غمزه تو دهد جان چنان که کس
بر دست شحنگان ستمگار جان دهد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و فدا کردن جان به خاطر معشوق است. شاعر از شدت علاقهاش به محبوب، به وضوح ابراز احساس میکند و تشبیههایی زیبا در توصیف عشق و شوق خود به کار میبرد. در این شعر، معشوق با ویژگیهایی چون زلف، ابرو و قدی زیبا توصیف شده است، و عشق به او به قدری عمیق است که شاعر حاضر است جان خود را فدای او کند. همچنین به نیکوکاری و رحمت معشوق نیز اشاره شده است. به طور کلی، شاعر عشق و شوق خود را به صورت فشرده و شاعرانه بیان کرده است.