نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۶ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

من و پیچاک زلف آن بت و بیداری شب‌ها

کجا خسپد کسی کش می‌خلد در سینه عقرب‌ها

همه‌شب در تب غم می‌پزم با زلف او حالی

چه سوداهاست این یارب که با خود می‌پزم شب‌ها

گهی غم می‌خورم گه خون و می‌سوزم به صد زاری

چو پرهیزی ندارم، جان نخواهم برد از این تب‌ها

چه بودی گر در آن کافر، جوی بودی مسلمانی

چنین کز یاربم می‌خیزد از هر خانه یارب‌ها

دعای دوستی از خون نویسند اهل درد و من

به خون دیده دشنامی که نشنیدم ازان لب‌ها

ز خون دل وضو سازم، چو آرم سوی او سجده

بود عشاق را، آری، بسی زینگونه مذهب‌ها

به ناله آن نوای باربد برمی‌کشد خسرو

که جان‌ها پای‌کوبان می‌جهد بیرون ز قالب‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عاشقانه و درد دل شاعر اشاره دارد. شاعر در شب‌ها با یاد زلف معشوق و زیبایی‌های او، در تب و غم به سر می‌برد و احساساتی از قبیل عشق و دلتنگی را تجربه می‌کند. او از شدت عشق و التهاب در دل می‌سوزد و به نوعی به حالاتی دینی و مذهبی نیز اشاره دارد، که نشان‌دهنده عمق احساساتش است. شاعر به سختی‌هایی که از عشق متحمل می‌شود و نیز ناباوری و کفر در عشق، اعتراف می‌کند و می‌گوید تمام عواطفش از عشق و دوستی نشأت می‌گیرد. در کل، این متن بیانگر عشق عمیق و رنج‌های ناشی از آن است.