شمارهٔ ۸۸۰ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
مشتاق چون نظاره آن سیمبر کند
طاقت نهد به گوشه و آنگه نظر کند
صورتگری نقش خود از جان کند سخن
چون روی او بدید سخن مختصر کند
او پرده بگرفت، بگویید باد را
تا خان و مان گل همه زیر و زبر کند
کنعان خراب گشت ز اخوان روزگار
باشد کسی که یوسف ما را خبر کند
گویند دوستان دگر کن به جای او
من می کنم، اگر این دل بدخو به در کند
دی پاره کرد سینه مجروح من سرش
در آدمی مگو که به دیوار اثر کند
اندیشه من از دل خودکام خسرو است
صعب آتشی بود که سر از خاک در کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و زیبایی میپردازد و بیانگر احساسات عمیق شاعر است. شاعر از شوق و آرزوی دیدار محبوب سخن میگوید و توصیفاتی از زیبایی او ارائه میدهد. او به جنبههای سخت و دردناک عشق اشاره میکند و احساساتی چون غم و بیتابی را به تصویر میکشد. از طرفی، انتظار برای خبری از معشوق و درد ناشی از فراق نیز در شعر مشهود است. در نهایت، شاعر به چالشهای درونی و عواطف پیچیدهای که تجربه میکند، اشاره میکند و نتایج تلخ عشق را با استفاده از تصاویر نمادین بیان میکند.