شمارهٔ ۹۰۶ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
مبصران که مزاج جهان شناخته اند
دو روزه برگ اقامت در آن نساخته اند
خراب گردد این باغ و بر پرند همه
نوازنان که درو عندلیب و فاخته اند
عجب ز مویه گری، تیز پر کشد آواز
به خانه ای که سرود طرب نواخته اند
مبین ز سیم و ز آهن تن تو کاهن و سیم
به بوته گل ازینسان بسی گداخته اند
سری که زیر زمین شد نهفته شاهان را
همان سری ست که بر آسمان فراخته اند
تهمتنان که به یک تیر چرخ می شکنند
ز بهر چیست که شمشیر و خنجر آخته اند؟
نگاهبانی جوهر چو نیست در حد عکس
چه سود از آنکه همه دزد را شناخته اند
کسان که شاهد دنیا نمودشان زیبا
به خواب گویی با دیو عشق بافته اند
عنان نفس مده، خسروا، به طینت خویش
که عاقلان فرس اندر وحل نتاخته اند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوعاتی چون گذرایی زندگی، زیبایی و فریبندگی دنیا، و خطراتی که انسان را تهدید میکند، میپردازد. شاعر از بیثباتی و زودگذری جهان صحبت میکند و به اهمیت شناخت حقیقت و دوری از فریبهای ظاهری اشاره میکند. او همچنین به قدرت عشق و احساسات اشاره دارد و هشدار میدهد که نباید اجازه دهیم نفس و طبع نادرست ما ما را به انحراف بکشند. در نهایت، شاعر بر لزوم هوشیاری و درک عمیق از زندگی تأکید میکند.