شمارهٔ ۹۳۸ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
کدام شب که ترا در کنار خواهم کرد؟
بنای خانه عمر استوار خواهم کرد
کدام روز من بیقرار بی سامان
به زیر پای تو آخر قرار خواهم کرد
به آب دیده، نگارا، کفت نخواهم شست
به خون دل کف پایت نگار خواهم کرد
کنون نماند سر انتظار و می ترسم
که دیده در سر این انتظار خواهم کرد
دلم که تخته شد از دست غم چو آیینه
نگاه دار که ناگه فگار خواهم کرد
مرا دو دیده یکی شد میان خون، تا کی
دو چشم با چو تو شوخی چهار خواهم کرد
مرا مگوی که در کار عشق کن جان را
اگر من این نکنم، خود چه کار خواهم کرد؟
حدیث عشق تو بسیار داشتم پنهان
ز حد گذشت، کنون آشکار خواهم کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ابراز احساسات عمیق خود در مورد عشق و انتظار اشاره میکند. او از شب و روزهایی سخن میگوید که در آنها عشقش را در کنار معشوق خواهد یافت و برای او زندگی را بنا خواهد کرد. او به اشکهایش و به دل شکستهاش اشاره میکند و از نگرانی خود درباره آینده و انتظار برای دیدن معشوق میگوید. شاعر احساس میکند که نمیتواند بیشتر از این در عشق پنهان بماند و در نهایت تصمیم میگیرد که عشقش را علنی کند. به طور کلی، این شعر بیانگر عمق احساسات عاشقانه و نگرانیهای مرتبط با آن است.