شمارهٔ ۹۶۲ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
عاشقان را چو نامه باز کنید
نام من بر سرش طراز کنید
زهد رفته ست، ای مسلمانان
باده نوشید و چنگ ساز کنید
گر شما دین عاشقان دارید
بعد از این پیش بت نماز کنید
گاه مردن شنیدم از محمود
گفت، «رویم سوی ایاز کنید»
من غلام شمایم، ای خوبان
بکشم، گر هزار ناز کنید
چند باشید مست حسن، آخر
چشمها را ز خواب باز کنید
دیده باشید آن جوان مرا
صفتش پیش بنده باز کنید
با چنان قامت، ای صنوبر و سرو
شرم ناید که پا دراز کنید
بشنوید این حکایت خسرو
پیش آن سرو سرفراز کنید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عاشقان میخواهد که نام او را بر روی نامهای بنویسند و از زهد و ریاکاری فاصله بگیرند. او به مسلمانان توصیه میکند که مانند عاشقان باده بنوشند و به زیباییها اعتراف کنند. شاعر از نظرات محمود و ایاز یاد میکند و میگوید که او هم غلام خوبان است و حاضر است هرلحظه برای آنها جان دهد. او به اهمیت بیدار شدن از خواب غفلت و توجه به زیباییها اشاره میکند و به جوانی خاص با قامتی زیبا اشاره میکند و از شنوندگان میخواهد که داستان خسرو را در حضور آن سرو سرفراز بشنوند. شعر دعوتی به عشق و توجه به زیباییهاست.