نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۷۶ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

وقت آن شد که گل شکفته شود

چشم نرگس ز می غنوده بود

خواهد ابر دونده را گیرد

سرو از بس که در هوا بدود

معتدل شد هوا چنان که ز چرخ

بر چمن باد گرم هم نرود

آتش لاله را همی بیند

زاغ چون هندوان نمی گرود

می زند مرغ نغمه ای که چنان

هر زمانی ز دست می بشود

باد گوش بنفشه می پیچد

که ز بلبل سخن نمی شنود

ساقیا، گر ترا چنین وقتی

گذری بر من اوفتد، چه شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن به زیبایی به فصل شکفتن گل‌ها و تغییرات طبیعی اشاره شده است. هوا معتدل شده و چمن و درختان به جنب و جوش درآمده‌اند. زاغ و بلبل نیز به نغمه‌سرایی مشغول‌اند، اما بلبل به سخن زاغ توجهی ندارد. شاعر از ساقی می‌خواهد که اگر فرصتی برای دیدار وی پیش آید، چه رخ خواهد داد. این متن به تصویرسازی و احساسات مرتبط با طبعیت و عشق اشاره دارد.