شمارهٔ ۹۸ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ساقیا! پیش آر جامِ با صفای خویش را
روی ما بین و به ما ده رونمای خویش را
کف چو گنبدها کند هر دم صلای نوش کو
تا ز هر گنبد صدا یابی صلای خویش را
کبک رفتارا! یکی بخرام و پا بر لاله سای
بی حنا کن لعل پای لالهسای خویش را
دی شدی در باغ و گل از بهر گَرد افشاندنت
کرد صد پر کاله دامان قبای خویش را
هر طرف بهر مبارک باد نوروز بهار
میفرستد گل به کف کرده صبای خویش را
کبک کهساری! برو ای لاله، بر هر تیغ کوه
گام چندان زد که پر خون کرد پای خویش را
یک دم امروز از چمن ما را به مجلس راه ده
تا ستانیم از تو جام با صفای خویش را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ساقی دستور میدهد که جامی پر از نوشیدنی خوشطعم را به او بدهد و روی خود را به نمایش بگذارد. او از صدای جام و نوشیدن میگوید و تأکید میکند که گلها و زیباییهای بهار، برای جشن نوروز به او هدیه میدهند. شاعر به کبوتر وحشی و گلها اشاره میکند و از علاقه به زیباترین لحظات زندگی و طبیعت سخن میگوید. همچنین، او از شخصی دعوت میکند تا به محفلش بیاید و همراهیاش را با جامی زیبا جشن بگیرد. شعر به نوعی دعوت به شادی و جشن در بهار است.